اعتراف

. . اعتراف: اعتراف می کنم که گاهی قضاوت های بی معنی می کنم. مثلا همیشه فکر می کردم یکی از دوستانم (که خیلی هم دوست نمی دانستمش) خیلی داغان است و اصلا کتاب نمی خواند و توی این وادی ها نیست و کلا زیادی سرخوش است. این دفعه که رفته بودم ایران کلی گفت بیا همدیگر را ببینیم و.. (راستش وقت نشد....

لبخوانی

اگر از آن دسته از آدم های کم حوصله و خسته ای بودم که زود قضاوت می کنند و می خواهند سر و ته کتاب رو زودی هم بیاورند،خیلی سریع کتاب را می بستم. بعد از داستان دوم.. اما کتاب برای من همیشه عذاب وجدان بوده و باید تا آخرش را می خواندم. اول های کتاب،فضای بورینگ پادگان را دوست نداشتم. قصه ها...

یک کیلو ماه

راستش برای من،کمی سخت است هی از کتابم حرف بزنم. هی تبلیغ اش را کنم. هی بگویم اینجا و آنجا و.. این انتشار " من" کمی برایم سخت است. شاید خجالت می کشم. نمی دانم دقیقا اسمش چیست.. اما " من" می میرد بعد از نوشتن یک کتاب و نوشته و هر اثر هنری.. همان تئوری مرگ مولف را می گویم.. من باورش دارم.....

سرخ سایوپایولو

یه بچه ی سرخ داشتیم. با هم به دنیاش آورده بودیم. نگاهش می کردیم. چقدر چشم هاش شبیه ما بود. لب های صورتی ش.. یه بچه داشتیم که دلمون نمی اومد تو جنگل های آمازون ولش کنیم اما چاره ای نبود. باید از برزیل می رفتیم. موهای فرفری بچه مون رو دور انگشت شصت مون می پیچوندیم و عطر مرطوب موی بچه و...

۱۶ آذر. ده سال

از اولین روزی که از سر در پنجاه تومانی،وارد دانشگاه شدم و از یک دختر چادری که خیلی با سرعت داشت می دوید پرسیدم:"ببخشید شما می دونید دانشکده ی ادبیات کدوم سمته؟" و ا با همان عجله گفت: "آره دنبال من بیا." ده سال می گذرد. . امروز بعد از اینکه ریحانه از دانشکده ی فنی و فریادهای سبز برام...

عالیجناب سرخ پوش

نگام می کرد می گفت جوش زدی؟؟ واای بدبخت شدیم رفت. می گفتم: جوشه دیگه.. یعنی چی؟ میاد و میره.. یک هفته هست و بعد هم غیب می شه. می گفت: نه والا خیلی بیشتر از یه جوش ه.. اینجوری ساده هم نمیاد و بره... از این جوش های روی صورت باید ترسید. . هر وقت هورمون هام به هم می ریزه و وقت پریودم می شه از...

تو خیلی ناقلایی، خوشگل خوشگلایی

tavaf
من شخصا گمان می‌کنم این‌که مردها، حداقل در ظاهر، نشان می‌دهند که تمایلی به ازدواج ندارند و عمرا خر بشوند و گول بخورند، در خیلی از موارد فقط در سطح شوخی و خنده است و در واقعیت، بسیاری از مردها دختری را دوست دارند که نتواسته‌اند به دست بیاورندش یا داشته‌اند و از دست داده‌اندش...

معصیت مردم

azady
باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است. چهره ها تکیده از تریاک. ملیجک در گلدان نقره می‌شاشد.

و عشق آغاز شد

images
-  عزیزم، می‌خوای مهریه رو به اندازه‌ی سال تولدت بزنیم؟ + اونجوری که سنم رو همه می‌فهمن، همون به اندازه‌ی شماره ملی بزنی بهتره!

چاله در دیزنی لند

  . . .به من گفت هروقت میام تو دنیات فکر می کنم اومدم دیزنی لند.. کلی رنگ و کلی بچگی ه.. کلی کودکی و شوق.. وقت یاین حرف ها رو می نوشت شبیه همون دختری می شد که می خندید و یه چال قشنگ تو گوشه ی گونه هاش باز می شد.. گونه های همیشه اکلیلی سرخ و نارنجی ش... لب های همیشه درشت خندون ش .. دندون...

کشتی قرمزی که اسمش آونگ بود

. . . سمیه همیشه از من می پرسد پیشرفت دیگه راضیه جون؟؟ همیشه این سوال را می پرسد و من نمی دانم جواب چیست؟؟ سوالش را می دانم چیست؟؟ سوالش همان دکتری و کار پر پول و منزلت اجتماعی و خفن بودگی و شهرت و لایک های زیاد است دیگر.. وگرنه آرامش و مهربانی و خوب بودن و ادم بهتری شدن و .. اینها...

آدم های پاره که ماییم. نسیم گفت

  . . . از مجید صایبی می پرسم خوب یه کم تعریف کن از کلاستون.. از بچه هاتون.. از رابطه تون.. از صمیمت تون.. از استادها.. از فلسفه خوندن در سال 95.. یا 96 ایم الان؟؟ :0 دلم می خواست بگوید نه خیلی.. نه خیلی با هم دوست نیستیم.. صمیمی نیستیم. گروه تلگرام نداریم.. از همدیگر خجالت می کشیم.. با...

آدله طلایی

GOSTAV
مارلین که در نیویورک به دنیا آمده یک ریشه ی اتریشی هم دارد. گفت بیا برویم تاک آرت اتریش.. رفتم. بیشتر آدم های یهودی های فرهیخته ی خیلی پولدار اتریشی بودند که در نیویورک زندگی می کردند و قرار بود راجع به موزه گالری نیو که در نیویورک است و صاحب ش یک خانوم اتریشی ست و سکند است حرف زده...

کافه چی

کافه چی
یک پیشبند گلی گلی می بندم. . هر روز ساعت 7 بیدار می شوم و ساعت 7 و نیم از درب خانه می زنم بیرون. ساعت 8 کافه شروع می کند به کار. چای داریم و نسکافه و هات چاکلت و قهوه... قهوه هایمان شاید بی کیفیت باشد اولش... اما کم کم یاد می گیرم. مطالعه می کنم و دستگاه های مختلف قهوه می خرم. از این طرح...

پیر اما گلدار

گلگلی
اگه قرار شد پیر بشم،لباس های گل گلی بپوشم،لاغر باشم، موهای خاکستری داشته باشم. تنهایی بیام کافه،چای با طعم انبه سفارش بدم. .