اسطوره ی ایکاروس و ژانر علمی تخیلی

  -اسطوره: اساطیر از قدیمی‌ترین مشترکات انسان ها محسوب می‌شوند و برای آن‌ها نمی‌توان تاریخ مشخصی را ذکر کرد. هر دورة زمانی برای خود اساطیری داشته که نسل به نسل از طریق نقل‌قول و در قالب داستان های عامیانه، در بستر مراسم آیینی خاص در موسم معین و یا به طریق مکتوب مطرح شده...

در تکاپوی معنا

902495-md
در تکاپوی معنا نوشته : ترینا پلاس فصل اول روزی کرم کوچک راه راهی سر از تخمی که مدتها کاشانه او بود در آورد و گفت : “سلام بر دنیا” “هی ، این جا در پرتو آفتای واقعاً روشنه .” با خود گفت : ” گرسنه ام ” و بی درنگ شروع به خوردن برگی نمود که بر روی آن متولد شده بود . و برگی دیگر …. و...

مقاله ی تاریخچه ی عکاسی و سینما

1 SONY CT05022801
  تاریخچه عکاسی و سینما                 عکاسی  واژه عکاسی اولین بار توسط جان هرشل موسیقیدان وستاره شناس آلمانی در سال ۱۸۳۹ به کار رفت اما بیش از آن قرنها بود که آدمیان می دانستند که  نمکهای نقره بر اثر قرار گرفتن در معرض نور سیاه می شوند ( اتاقک تاریک در حدود۱۰۰۰سال پس از میلاد...

میزهای کش دار و پنجره ی کوتاه

5557669-lg
شاید هر بار که تو را می بینم شماره ی چشم های پیرتر شود و لرزش دست های تو بیشتر .. اما لبخندهایمان را هنوز در میزهای بلند وکش دار دانشگاه کاشته ایم... می دانم که خوب می دانی که ما آدم های تنهایی هستیم.. نه به مثابه ی تنهایی فلسفی.. به مثابه ی تنهاتر از همگان بودن... به مثابه سخت گوش سپردن...

زنی که کودکش را خورده بود.

5322261-lg
کودکی که عادت کرده به خندیدن و نمی تونه لبخند بزنه.. و یاد نگرفته لبخند زدنو.. تا جایی همه  ی عکسای عروسیش لبخنداش کج می شن... همین کودک یک زن نیمه چاق با چندبار کورتاژ نیمه موقت تو خودش داره.. . یک زن شکست خورده.. یک زن طلاق گرفته.. یک زن نارو خورده از دو پسر جوونش... یک زن با سقط های...

آدم تایپی

5003636-lg
-       آشناست.. می شناسمش.. بارها دیده امش.. بارها خوانده امش.. با زندگی اش شب های طولانی را زیسته ام.. از او در نوشته ها و گفت وشنود هایم اسطوره ای ساخته ام قابل الگو و الگوپذیری.. او در من زیست کرده.. زیست شگرفت.. و حالا نفس هایش صندلی کناری ام را گرم می کند ومن تمام سعی ام را می کنم...

تو خیلی ناقلایی، خوشگل خوشگلایی

tavaf
من شخصا گمان می‌کنم این‌که مردها، حداقل در ظاهر، نشان می‌دهند که تمایلی به ازدواج ندارند و عمرا خر بشوند و گول بخورند، در خیلی از موارد فقط در سطح شوخی و خنده است و در واقعیت، بسیاری از مردها دختری را دوست دارند که نتواسته‌اند به دست بیاورندش یا داشته‌اند و از دست داده‌اندش...

معصیت مردم

azady
باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است. چهره ها تکیده از تریاک. ملیجک در گلدان نقره می‌شاشد.

و عشق آغاز شد

images
-  عزیزم، می‌خوای مهریه رو به اندازه‌ی سال تولدت بزنیم؟ + اونجوری که سنم رو همه می‌فهمن، همون به اندازه‌ی شماره ملی بزنی بهتره!

برون ریزی!

6183552-lg
یک عمر همه چیز را گرفت از ما؛ جنگ! کودکی را... جوانی را... و ترس از مردن را... داستان ما، یک رمان سمبلیک مضحک بود که تمامی نمادهایش به باروت ختم می شد... و نویسنده همان دیکتاتوری بود، که در پایان هر سطر بجای نقطه،گلوله می گذاشت... ما همان موسی های رهسپار آب ایم... که سیل...

رنگ خدا

7391296-lg
از کودکی تا به امروز خدا هزار نقش و نگار یافته... خدا مناقشه برانگیزترین واژه هاست... حجمی ست عظیم که در عدم اش هم نمود می یابد... کودک که بودم او بود و من... فکر می کردم حسابش با من جداست... فکر می کردم من دوست داشتنی ترین پدیده های موجود در جهان برای او محسوب می شوم...فکر می کردم همه چیزش...

مال منه

-         .. گم شدم.. گم گشتگی خودخواسته.. -         نوعی گم شدن معرفت شناسانه  در میان بیگانگان هزاررنگ... -         من گم شده بودم و احساس غریب داشتم.. یک بار یکی از دوستانم در تهران (که در خوابگاه زندگی می کرد) گفت: تو هیچ وقت نمی فهمی ولیعصر و انقلاب رو مال خود کردن یعنی چی؟ -        ...

هر جای دنیایی…

ژوان3

پایان بهار…؛ در چشم های سبز تو!

جایی شروع می شود... اولین نگاه... اولین دیدار... اولین احساس... و همیشه فرو می برد ما را، در قعر خودش؛ زمان... و هر شروعی را پایانی ست... آخرین نگاه... آخرین دیدار... آخرین احساس... . . پ.ن: تمام شد..؛ شور بی قاعده ی عاشقی... بزرگ شده ای و حال، باید به آستانه ی قدم زدن...

تو می‌رقصی

raghs
تو می‌رقصی و من عاشق شدن رو یاد می‌گیرم...