حامیان ما
حمایت می‌کنیم

کمک به کودکان سرطانی

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘پشت صحنه’

بعد از یکسال وقفه در کار سیاه سفید، با شکل و ظاهری نو، با شیوه ای جدید آمدیم.
فعلا در حال نسخه آزمایشی هستیم.
با نظرات ارزشمندتان برای تکمیل و بهینه سازی وب گاه، کمک مان کنید.

* مدیر مسئول

ترکید نامه
در حالی که کاپشن و کیف میثم دستم بود گفتم: ”میثم ترکید“. هم اتاقی هایش هم مات و مبهوت، که این ورژن جدید سرکاری های من است. منتها حقیقتی تلخ بود (البته با اندکی پیاز داغ). بلی، دبیر تحریریه سابق زیر تیغ جراح رفت. وی قید نشریه را زد و شد دومین مستعفی سیاه و سفید. میثم عزیز از همراهان اصلی من در نشریه بود، از زحماتش تشکر می کنم. اما این حادثه پرده از رازی گشود که به علت باختن شرط۲۵۰۰ تومانی و دبه در آوردن میثم در پرداخت آن، نفرین یکی ازاعضای نشریه نصیبش گشته واین عقاب، وی را دچار ساخته است!
پرورش نامه
ببینید کار سیاه و سفید به کجا رسیده که نیروی متعهد! و زبده تربیت می‌کند و به بازار کار مطبوعاتی می فرستد. دونفر از کادرمان از نان سیاه و سفید به نوایی رسیدند و اکنون دارند برای خودشان نشریه می‌زنند. طبق آخرین اخبار، دبیر سیاسی گفته: ”نشریه تان به درد خودتان می خورد، بروید باهایش ماست ببندید که اگر من روی شما را کم نکنم اسمم را می گذارم بیگلی بیگلی!“
غلط‌غلوط نامه
شماره‌‌ی دوم که در زمینه‌ی غلت! های املایی محشر به پا کرد، مجبورمان کرد که برویم یک عدد ویراستار درست و درمان پیدا کنیم که خدا هم دو تا بهمان داد. ویراستار سابق هم که هر گونه بلایی که فکرش را کنید نصیبش شده و عاجز و علیل، گفته با این اوصاف من اگر یک بار دیگر پایم را بگذارم توی نشریه تان زنده بیرون نمی آیم.
ویژه نامه
می خواستیم که یک ویژه نامه برای روز دانشجو کار کنیم که گفتند مجوز می خواهد. چند روز قبل از روز دانشجو که مطالب هم آماده بود، رفتیم که مجوز را بگیریم و برویم برای تکثیر، گفتند که هنوز جلسه تشکیل نشده! ما هم کلا بی خیال هر چیز جدیدی شدیم که دوباره به مجوز نیاز داشته باشد!

ادامه مطلب »

* مدیر مسئول

ترکید نامه
در حالی که کاپشن و کیف میثم دستم بود گفتم: ”میثم ترکید“. هم اتاقی هایش هم مات و مبهوت، که این ورژن جدید سرکاری های من است. منتها حقیقتی تلخ بود (البته با اندکی پیاز داغ). بلی، دبیر تحریریه سابق زیر تیغ جراح رفت. وی قید نشریه را زد و شد دومین مستعفی سیاه و سفید. میثم عزیز از همراهان اصلی من در نشریه بود، از زحماتش تشکر می کنم. اما این حادثه پرده از رازی گشود که به علت باختن شرط۲۵۰۰ تومانی و دبه در آوردن میثم در پرداخت آن، نفرین یکی ازاعضای نشریه نصیبش گشته واین عقاب، وی را دچار ساخته است!
پرورش نامه
ببینید کار سیاه و سفید به کجا رسیده که نیروی متعهد! و زبده تربیت می‌کند و به بازار کار مطبوعاتی می فرستد. دونفر از کادرمان از نان سیاه و سفید به نوایی رسیدند و اکنون دارند برای خودشان نشریه می‌زنند. طبق آخرین اخبار، دبیر سیاسی گفته: ”نشریه تان به درد خودتان می خورد، بروید باهایش ماست ببندید که اگر من روی شما را کم نکنم اسمم را می گذارم بیگلی بیگلی!“
غلط‌غلوط نامه
شماره‌‌ی دوم که در زمینه‌ی غلت! های املایی محشر به پا کرد، مجبورمان کرد که برویم یک عدد ویراستار درست و درمان پیدا کنیم که خدا هم دو تا بهمان داد. ویراستار سابق هم که هر گونه بلایی که فکرش را کنید نصیبش شده و عاجز و علیل، گفته با این اوصاف من اگر یک بار دیگر پایم را بگذارم توی نشریه تان زنده بیرون نمی آیم.
ویژه نامه
می خواستیم که یک ویژه نامه برای روز دانشجو کار کنیم که گفتند مجوز می خواهد. چند روز قبل از روز دانشجو که مطالب هم آماده بود، رفتیم که مجوز را بگیریم و برویم برای تکثیر، گفتند که هنوز جلسه تشکیل نشده! ما هم کلا بی خیال هر چیز جدیدی شدیم که دوباره به مجوز نیاز داشته باشد!

ادامه مطلب »

* مدیر مسئول
احتمالا انتظار نداشتید ویژه نامه بچاپیم ولی خوب گفتیم چرا همش یک شماره ی کامل با تمام مخلفاتش؟ بد نیست به مناسبت های مختلف، شماره های جمع و جور ویژه ی آن مناسبت داشته باشیم. البته انتظار نداشته باشید فرم و سبک وسیاق این ویژه نامه ها مثل شماره های اصلی باشد. به اقتضای موضوعش ممکن است کاملا جدی باشد و یا پرباشد از طنز. درصورتی که موضوع یا مناسبت خاصی مدنظرتان است با ما درمیان بگذارید.
این شماره رفتیم سراغ انتخابات شورای صنفی دانشگاه که خوب آنقدر اهمیت داشت که یک ویژه نامه برایش کار کنیم. مخصوصا آنکه دونفر از اعضای نشریه هم نامزد شده اند. به هرحال امیدواریم اولین ویژه نامه خوب از آب در آمده باشد.
یکی، دو هفته اخیر خیلی ذوق کردیم که چشممان به جمال چندین نشریه جدید روشن شد. خوش آمد می گوییم به ”سفیر بهداشت“ و ”اشک مهتاب“ که شماره ی اولشان را منتشر کردند. ما بهتر از همه سختی چاپ نشریه مخصوصا اولین شماره را درک میکنیم. امیدواریم درادامه پیشرفت خوبی داشته باشند.
سایت نشریه که متاسفانه مدتی down شده بود، دوباره فعال شده و علاوه بر مطالب نشریه، آخرین اخبار دانشگاه و بحث و گفت وگو پیرامون مسائل دانشگاه نیز در آن قرار گرفته است. دعوت می کنیم ما را به صورت الکترونیکی هم،
همراهی کنید.

ادامه مطلب »

* مدیرمسئول
عذرخواهی نامه
شواهد و قرائن حاکی از آن بود که شماره‌ی اول مورد توجه‌تان قرار گرفته‌بود، وحشتناک! بابت حسن توجه‌تان ممنونیم. پس از چاپ شماره‌ی اول، تصمیم بر‌آن شد که ویژه‌نامه‌ای به مناسبت روز پرستار چاپ شود. منتهی به دلیل مقارن شدن با امتحانات میان‌ترم؛ کادر نشریه نتوانست به موقع برای چاپ اقدام کند. لیکن شرمنده‌ی دوستانی شدیم که با ذوق بسیار لطف کرده‌بودند و به مناسبت این‌روز مطالب بسیار زیبایی برایمان نوشته بودند. سعی می‌کنیم به مرور مطالب این عزیزان در قسمت‌های مختلف نشریه چاپ شود.
همچنین به خاطر شماره‌ی قبلی، اعضای سابق انجمن اسلامی دانشجویان از مصاحبه‌ی نشریه با یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه گله‌مند بودند. باید بگوییم نشریه تنها صحبت‌های ایشان را  مستقیما نقل کرده‌بود.
افتخارمی‌کنیم نامه
تمام کادر‌نشریه یک طرف، جناب آقای سردبیر هم یک طرف. به کوری چشم دشمنان قسم خورده‌ی نشریه، ما بهترین و فعال‌ترین سردبیر دنیا را داریم. بدانید و آگاه باشید که هدف آنهایی که می گویند وجود نام آقای ابن‌عزیز جلوی سردبیری، اولین طنز نشریه است، تنها تخریب و تشویش اذهان عمومی است. اگر تصور می‌کنند می‌توانند با این اعمال چیزی از شایستگی‌های بزرگمرد عرصه‌ی مطبوعات کم کنند، باید بگوییم کور‌خوانده‌اند اساسی.
یاران‌چه‌غریبانه‌رفتند‌ نامه
”دبیر تحریریه از کفمان ربوده‌شد! ” فکر می کردیم این خبر صحت دارد و نشریه از لوس وجود یکی از اشرار پاک شده ولی با حضور دوباره‌ی وی در دانشگاه، همه‌ی رویاهایمان درباره‌ی فتح قله‌های پیشرفت به کابوس مبدل گشت!
کارگاه‌خبرنگاری نامه
جایتان خالی. رفتیم کلی خوردیم و خوابیدیم آن‌هم وسط فرجه! بلی، خیلی خوب بود، همه چیز می‌دادند: موز، سیب، شام و نهار! خلاصه ما را گشنه نذاشتند. البته کلاس هم بود گویا! منتها من و امین(سردبیر سابق رحمتیه) به آنجا هم رحم نکردیم و کلاس‌ها را دودر می‌کردیم! ۲۰۰ تا عکس یادگاری با بروبچس سایر نشریات دانشجویی کشور هم گرفتیم که پرید! خدا پدر صاحاب دوربین دیجیتال را رحمت کناد.
جیب‌خالی،پزعالی نامه
سنگینی هزینه‌های چاپ شماره‌ی اول نشریه، سنگین‌تر از آن بود که بتوانیم این شماره را هم در شمارگان بالا و صفحات زیاد بچاپیم، حتی تصمیم گرفتیم پولی کنیم نشریه را که گفتیم مورچه چیست که سوراخ جورابش چه باشد!
نظرشما چیست؟ دندمان نرم هرکس می‌رود نشریه دانشجویی می‌زند پای لرزش هم می‌نشیند؟ به نظر شما همان بودجه‌ی معاونت را کافی بدانیم و به تعداد انگشتان دست نشریه چاپ کنیم؟
ادامه مطلب »