سينما پاراديزو

Dr. Strangelove
امتیاز کاربران: / 1
ضعیفبهترین 
سينما پاراديزو
نوشته شده توسط محب فتاحي   

Dr. Strangelove ( How i learned to stop worying  and love the bomb )  (1964 )
Director : Stanley Kubrick
Cast : Peter Sellers , capt. lionel mandrake  , president:merkin muffley, dr.strangelove:George C. Scott

نامزد بهترین فیلم ، کارگردان ، بازیگر و بهترین فیلمنامه ی اقتباسی در اسکار 1964از این چهار نامزدی ، سه نامزدی مربوط میشه به استنلی کوبریک برای تهیه کنندگی ، کارگردانی و فیلمنامه ، و این تنها هتریک نیست ، پیتر سلرز هم با بازی در سه نقش ( رئیس جمهور آمریکا ، یک افسر انگلیسی و دکتر استرنج لاو آلمانی ) نامزد بهترین بازیگر نقش اول بود.

برای توضیح فیلم نیاز به خلاصه ای از فیلمه: ژنرال ریپر به هواپیماهای تحت فرمانش دستور حمله ی اتمی به روسیه رو میده ، توی اتاق جنگ پرزیدنت مافلی با تمام ژنرالها در این مورد تصمیم میگیره و دکتر استرنج لاو هم به عنوان یکی از مشاورین حضور داره در حالی که افراد مهمی مثل وزیر دفاع ، امور خارجه و معاون اول ریس جمهور حضور ندارند همچنین اتاق جنگ به نحوی نمایش داده میشه که همه رو تحت فشار و استرس نشون بده .

پس ما سه فضا رو میبینیم ستاد ژنرال ریپر ، اتاق جنگ و یکی از هواپیماهافیلم دید انتقادی به جنگ سرد داره و به نوعی یک کمدی سیاه در مورد تنازع برای بقاست و سران جنگ سرد رو دیوانه هایی بیش نشون نمیده .در ستاد ژنرال ریپر همه جا نوشته شده ( صلح پیشه ی ماست ) که با این جمله تمام مفاهیمی مثل صلح مبهم میشه چرا که کار نظامیان جنگه نه ایجاد صلح . وقتی ژنرال ریپر دستور حمله رو میده خلبان هواپیما کلاه فیلمهای وسترن رو سرش میگذاره و در هنگام پرتاب بمب مثل رام کننده ی اسبهای این فیلمها سوار بر بمب به سمت زمین پایین میاد در صورتی که بمب رامشدنی نیست در ضمن روی بمب نوشته شده جان عزیز که به نوعی بیان کننده ی اسم دوم فیلمه (خلبان نماد تاریخ و هویت آمریکاست )

در ضمن در هنگامی که نماها کات میشه به هواپیما ما موسیقی متن حماسی میشنویم که کارکنان در هواپیما رو افرادی جان به کف نشون میده موسیقی این قسمت تا حدودی حماقت و اطاعت کورکورانه ی آنها را هم به تصویر میکشه .کلوزاپ ژنرال ریپر در واقع همان نماهایی است که در مستندها از هیتلر میدیدیم که به نوعی بیان کننده ی عزم راسخ در انجام عملیات از جانب او دارد همچنین در ستاد ژنرال ریپر عکسی وجود داره که روش نوشته شده دفاع غیرنظامی که باید ببینید تا مفهومش رو دریابید قابل توضیح نیست .

 
دیالوگ برتر : رئیس جمهور خطاب به ژنرال تورگیدسون و سفیر کبیر روسیه که با هم درگیر شده اند : آقایون شما نمیتونید اینجا دعوا کنین  اینجا اتاق جنگه!!!
 
همه چیز نشون دهنده ی ساخت وسیله هایی برای جاسوسی و اسلحه های مخفی در دوران جنگ سرد داره مثلا ساعتی که عکس میگیره و یا اسلحه ای که در کیف گلف پنهان شده و بيان كننده ي درون نا آرام افراده.و در مورد دکتر استرنج لاو که آلمانی است و طبعه ی آمریکا شده با شنیدن فعال شدن ماشین روز قیامت توسط روسها در صورت انهدام یکی از پایگاهاشون که باعث نابود شدن کل حیات زمین میشه پیشنهاد میکنه که فقط افراد برگزیده ( خودش ، سیاست مداران و نظامیان رده بالا ) در معادن زیر زمین تا نابود شدن چتر بمب اتمی زندگی کنندوپیشنهاداتی برای بقای انسان ها و نگه داشتن نسل انسان ها میده مثلا برای این که کمبود جا هست 10 زن به ازای هر مرد که بیشتر این نظر رو برای خودش میده تا برای نجات نسل بشر همچنین میگه برای جلوگیری از حمله ی روسها برای تصاحب معادن پیشدستی کنند و روسیه رو با خاک یکی کنند ودر حالی که به رئیس جمهور میگه پیشوای من (همون چیزی که آلمانها به هیتلر میگفتند ) و حتی بدن نیمه فلجش ( نصفه ی فلج نماد آلمانه ) سلام فاشیستی میده و کارهایی میکنه که برخلاف خواست دکتره مثلا حتی میخواد اونو خفه کنه كه اين هم بيان كننده ي اين ميتونه باشه كه فقط طبعيتش عوض شده ، درونش همونجوري كه بوده هست و خواهد بود .

پوستر فيلم پوستر فيلم

 
American History X
سينما پاراديزو
نوشته شده توسط محب فتاحي   

سلام. بذارید اول معلوم کنیم که چرا ما به سینمای هالیوود می‌پردازییم نه به سینمای ایران.
ابتدا یه خوبی که داره بگیم این که ما دوازدهمين تولید کننده فیلم تو دنیا هستیم و بديش این که تعداد کل سینماهامون 83تا با احتساب جاهای دیگه که توشون فیلم میبینیم مثلا فرهنگ سراها میشه 300و خورده ای که جز 100 كشور اول که نیستیم.
خوب حالا میرسیم به فیلمای ایران.
فقط کافیه یه نگاهی به پرفروشترین فیلم ایران یعنی اخراجی ها 2 بزنیم که چرا یه فیلمی با این سطح کیفی پایین فیلمنامه و بقیه‌ی عوامل میشه پرفروشترین فیلم ایران ، یا بهتر از اون که آقای ده نمکی از کجا یدفعه کارگردان شد یا این که چند شب پیش گفت کل بودجه‌ی فیلم رو بخش خصوصی داد. پس چرا این همه حمایت دولت پشتش بود تازه وضع بدترم میشه وقتی آقای ده نمکی توی جشنواره‌ی فجر میگه‌: باید هیات داوران دست از سلیقه ورزی بردارند و به سمت آکادمیک پیش برند‌. حتما توقع داشته فیلمش بشه بهترین فیلم امسال‌!
خوب می‌رسیم به ژانرهای سینمایی. میشه خیلی ژانر نام برد: اکشن ، حادثه ای ، کمدی ، فانتزی ، وحشت و.... . و توی ایران چه ژانری ساخته میشه، به هر حال سلیقه ها متفاوته به غیر از این که فیلمای ایرانی همگی کمدی اند، به غیر از این که داخل این فیلما فحشای نصف کاره ای داده میشه که هیچ کسی دیگه اونا رو بکار نمیبره و وقتی من تو خونه با خونواده میخوام ببینم روم نمیشه، تازه بعدش میاند با یه فونت بزرگ زیر این فیلما میزنند دیدن این فیلم به افراد زیر 16 سال توصیه نمیشود و ما هم که جوگیر این چیزا هستیم همگی میریم فیلمو میبینیم که نمونه هاش خوابگاه دختران و پارک وی .
بعد نوبت سکانس های لاو میشه که دختره و پسره دور استخر همو دنبال می‌کنند که یکدفعه پسره میافته تو استخر ، وای چقدر عشقولانه!
در مورد فیلمی مثل اشک سرما که یکی از بچه ها تاکید زیادی روش داره فقط همین که شما فیلم ندیدی که اینو بهترین فیلم میدونی کافیه بخوای تا هزارتا قشنگترشو برات بیارم‌.
خوب حالا میرسیم به این جا که من بدبخت که فیلمای مختلف از ژانرهای مختلف دوست دارم باید چیکار کنم ، فیلم سیاسی ممنوع ، فیلم تاریخی هزینه بره تازه ما وقتی اینقدر شخصیت مذهبی خفن داریم چرا باید از کوروش یا داستان های شاهنامه فیلم بسازیم ، اکشن که امکانات نداریم ، علمی تخیلی که الان ته ته تخیل ما زمان حال کشورهای توسعه یافتس ، موزیکال حرامه عین معصیت ، گونه‌ی سیاه ( نوار ) هم که میگن حالا که میشه فیلم رنگی ساخت چرا سیاه وسفید . نمیدونند که بهش نمیگن سیاه چون اکثرا سیاه و سفیده بهش میگن سیاه چون به قسمت تاریک زندگی انسان میپردازه

 و اما هالییود .......
-------------

American History X  1998

Director : Tony Kaye
Cast: Edwad Norton
Edward Furlong


براي نمايش تصوير بزرگتر كليك كنيدخوب اینا چیزایی نیست که میخوام بگم چون هم، اول فیلم مینویسه هم آخر فیلم.
فیلم با فیلمنامه‌ی قوی خود ، کارگردانی هوشمندانه، استفاده از فیلمبرداری سیاه و سفید در بخش مرور خاطرات توسط دنیل ( ادوارد فورلانگ ) که بیانگر نوع دیدگاه نژادپرستانه‌ی اوست و به نوعی بیان کننده‌ی خوی وحشی انسان.
از طرفی برادر بزرگتر نیز زمانی همه چیز رو سیاه و سفید می‌دید، 3 سیاه پوست رو کشت. در زندان مجبور به همکاری با یک سیاه پوست شد، کم کم با هم دوست شدند و وقتی آزاد شد دنیا رو رنگی میدید که شاید بیان کننده ی تغییر در دیدگاه های او بود و وقتی میبینه که برادر کوچکترش داره راهی رو میره که اون رفته دست به هر کاری میزنه تا از این کار جلوگیری کنه و در آخر وقتی برادر کوچک هم به پوچ بودن عقایدش پی میبرد هر دو در حالی که دیگر تمام رنگها رو میبینند شروع به برداشتن نمادهای نژادپرستی از اتاق و حتی بدنشان میکنند. نماد مهم نژاد پرستی در فیلم صلیب شکسته است که همان نماد معروف حزب نازیسسم است که باز هم به نوعی بیان کننده ی اسم فیلم است. تاریخ مجهول آمریکا، چرا که آمریکایی ها ضد این نماد جنگیدند و این در حالیست که فیلم این را نشان میدهد که به دلیل نداشتن تاریخ مشخص به هر چیزی چنگ می اندازند تا تاریخی برای خود بسازند .
در ضمن نمیتوان از بازی فوق العاده ی ادوارد نورتون(درک) نگفت چون تنها نقشیست که به بهترین نحو بازی کرد .
البته من هر چی تلاش میکنم نمیتونم اون چیزی که تو ذهنم وجود داره رو بنویسم پس به دلیل کمبودهاش منو ببخشین.
دیالوگ برتر :
سوئینی ( معلم سیاه پوست دو برادر خطاب به درک ) : وقتی من همه چیز ، همه کس رو متهم میکردم، برای همه ی دردها و عذابها و چیزهای زننده ای که برای من اتفاق افتاد ، دیدم برای مردمم اتفاق میفته .
عادت داشتم همه رو متهم کنم ، مردم سفید رو متهم میکردم ، اجتماع رو متهم میکردم ، خدا رو متهم میکردم . جوابی نگرفتم چون سوال های غلط میپرسیدم . تو باید سوال های درست بپرسی .
درک : مثل چی ؟
سوئینی : کاری کردی که زندگیت رو بهتر کنه ؟
البته شاید این فیلمو  1000 بار دیدید . خوب مسلمه توی ایران کافیه یک فیلم یک قسمت تاریک تمدن غرب رو نشون بده اونوقت فیلم میشه پیراهن عثمان.
خوب ما که نمیتونیم حتی در مورد جز  ..... انتقاد کنیم چه برسه یه این که بخوایم فیلم بسازیم کافیه فقط فکرشو بکنی تا بگند : حرف سیاسی ، توهین به مقدسات و ....
آخه نه ایرانمون گل و بلبله چیز دندونگیری برای فیلم سازی نداریم‌.

 
اين‌جاست، سينما پاراديزو!
سينما پاراديزو

* محب فتاحي

سلام به اهالی سینما پارادیزو؛
کسانی که عاشق سینما هستند می‌دانند که بهترین نام برای این صفحه همین سینما پارادیزو است، بهترین فیلم عاشقان سینما.
هدف از آفرینش این صفحه بیشتر معرفی فیلم‌های جذاب، خوش‌ساخت و عامه‌پسند است چون هدف سینما از ابتدای خلقتش همین بوده و کمتر به نقد فیلم‌ها می‌پردازیم.
سینما جایی است که می‌توان همه‌ی آرزو‌های بزرگ را به حقیقت پیوند داد. می‌دانیم که در زمان حال نمی‌توانیم، ولی می‌بینیم که بر پرده‌ی نقره‌ای جان گرفته پس امید می‌بندیم که روزی می‌توانیم. در این صفحه ابتدا به معرفی 2 فیلم به نحوی تقریبا کامل، سپس بر اساس جنسیت و در نهایت معرفی یک ژانر سینمایی که در شماره‌ی بعدی 2 فیلم از این ژانر را به طور کامل معرفی خواهيم كرد.

FORREST GUMP

(بهترین فیلم، کارگردان، بازیگر نقش اول، فیلمبرداری، تدوین و جلوه های ویژه در مراسم اسکار1994)
فیلم به کارگردانی رابرت‌زمه‌کیس، فیلم نامه‌ای قوی از اریک راث و بازی فوق العاده‌ی تام‌هنکس ساخته شد. فیلم آنقدر خوب بود که نویسنده‌ی آن مامور نوشتن یکی از بهترین ایده‌های تاریخ سینما(زندگی فردی که از آخر به اول رسید) یعنی ”مورد‌ عجیب ‌بنجامین‌باتن“ شد، فیلمی که نامزد 13 اسکار در مراسم اسکار 2009 بود و تنها 3 اسکار آن را برد. ”مورد عجیب بنجامین باتن“ به طرز فوق العاده زیادی وام‌دار شخصیت پردازی خوب و محکم فیلم فارست‌گامپ است، آن گونه که یکی از نقاط ضعف این فیلم به شمار آمد و منتقدان در مورد این فیلم نوشتند: ایده‌ی خوبی که به دست اریک‌راث پرپر شد.
جلوه های ویژه‌ی فیلم نیز از نقاط قوت فیلم است که در آن تام‌هنکس با دو رئیس جمهور ملاقات می‌کند و حتی با آنها دست می‌دهد و ستوان‌دن در بیش از نیمی از فیلم به مدد جلوه‌های ویژه، بدون پا نشان داده می‌شود.
این فیلم ما را به فکر وا‌می‌دارد؛ به این فکر که چگونه ممکن است انسان‌هايي  که محبوب‌ترین شخصیت هایشان کسانی هستند که از هوش زیادی برخوردارند(کایزرشوزه، دکتر مابوزه) یا قدرت فوق العاده‌ای دارند (بتمن، سوپرمن، اسپایدرمن) شخصیتی را دوست بدارند که از هیچ یک از مواهب بالا برخوردار نیست و خداوند زندگی‌اش را آن گونه پیش می‌برد که به موفقیت‌هایی دست می یابد که کسانی که فیلم را دیده اند به این فکر می‌کنند که شایدIQشان کمتر از فارست است! و مهمتر از همه تصوراتش؛ تصوراتش از عشق و دوست داشتن، تفاوت خوب و بد و مفهوم زندگی آن چنان ساده و دوست داشتنی است که ما را به یک بازنگری در افکار خود مي‌كشاند، چون همیشه نیمه‌ی پر لیوان را می‌بیند و برای من مصداق دیگری است از یک ذهن زیبا.
خلاصه داستان:
فارست گامپ شخصیتی است که در ایستگاه اتوبوس نشسته و زندگی اش را برای کسانی که در آنجا به انتظار اتوبوس نشسته اند تعریف می کند. از فداکاری های مادرش برای اینکه او را باIQپایینش به مدرسه‌ی عمومی بفرستد، از این که طی یک معجزه پاهای معلولش چنان قدرتی پیدا کنند که به تیم راگبی آمریکا راه می یابد، از عشق دوران کودکی اش، از شرکت در جنگ ویتنام، کسب قهرمانی پینگ پنگ دنیا، میلیونر شدنش و ...
--------------------------

DARK KNIGHT & BATMAN BEGINS

(این دو فیلم را به دلیل نزدیکی، با هم معرفی می کنیم)
کمپانی برادران وارنر بعد از شکست تجاری و انتقادهای کوبنده در مورد فیلم بتمن و رابین تصمیم گرفت چند سالی پروژه های پولساز بتمن را کنار بگذارد. پس از گذشت چندین سال کارگردانی را برای احیای این شخصیت کمیک استریپ انتقاد نمود که در ضمن جوانی، فیلم‌های فوق‌العاده قوی و پرمحتوا ساخته بود، آن گونه که تا به امروز از 6 فیلمی که کریستوفر نولان ساخته، 5فیلم آن در نظرسنجی سایتIMDBدر بین250 فیلم برتر تاریخ سینما قرار دارد. او کار خود را به بهترین نحو انجام داد و BATMAN BEGINS را در سال 2005 به روی پرده برد و با فروش خوب آن در گیشه، کمپانی کار ساخت قسمت بعدی را هم به این کارگردان محول کرد تا پر فروشترین فیلم 2008 یعنیDARK KNIGHT را بسازد.
در هر دو فیلم بازیگرانی چون کریستین بل(بتمن/بروس وین)، مایکل کین،مورگان فریمن و گری الدمن همگی در نقش های مثبت، در BATMAN BEGINSلیام نیمسن در نقش منفی و درDARK‌ KNIGHT هث لجر در نقش منفی(جوکر) به ایفای نقش می پردازد.
هث لجر شخصیت جوکر را آنقدر خوب از کار در آورد که امید اول کسب جایزه‌ی اسکار در نقش مکمل در مراسم اسکار 2009 بود و توانست این جایزه را کسب کند. ( شما عاشق این شخصیت می شوید!)
هث لجر برای این که شخصیت جوکر را خوب از کار درآورد یک ماه خود را در اتاق هتل اقامتش حبس کرد تا از لحاظ روانی به هم بریزد و پس از فیلم به خاطر اور دوز مصرف دارو برای بازگشت به حالت قبلی جان خود را از دست داد. (این است عشق به سینما و مسئولیت پذیری در قبال نقشش)
در ضمن فیلم نامه‌ی هر دو فیلم توسط برادران نولان نوشته شده است. هر دو فیلم جزء 250 فیلم برتر سینما(DARK KNIGHTششمین فیلم تاریخ سینما) می باشند، اگر چه فیلم نامه‌یBATMAN BEGINS قوی تر است و فلسفه های زیادی در مورد ترس و غلبه بر آن، خشم، گناه و تفاوت انتقام و عدالت را مطرح می کند و هر سکانس فیلم پر است از دیالوگ ها و گفت‌وگو‌های پر از مفهوم و فلسفه.
خلاصه داستان:
مثل همه‌ی این فیلم ها موضوع نبرد بین خیر و شر است. تنها چیزی که این دو فیلم را از بقیه جدا می‌کند فیلم نامه های آن ها و نوع نگرش و پرداختن به تفاوت های شخصیت های خیر و شر است. درBATMAN BEGINS فیلم در مورد چگونی ایجاد بتمن و در DARK KNIGHTمنحصرا نبرد خیر و شر است، با این تفاوت که همه‌ی آنهایی که فیلم را دیده اند جوکر(شخصیت منفی) را بیش از بتمن دوست دارند و در آخر فیلم این جوکر است که با به انحراف کشیدن WHITE KNIGHT شخصیت مثبت دیگر فیلم بر بتمن غلبه می‌کند.

 


فراخوان همکاری با مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت دو طرفه

با قرار دادن بنر زیر در وب سایتتان از ما حمایت کنید

مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت می کنیم

مجله کارگاهی زیگ زاگ


© وب‌گاه مجله‌ي اينترنتي سياه و سفيد. طراحي و اجرا توسط محمد اسماعيل آرامش.
تمامي حقوق معنوي مطالب انتشار يافته در اين وب‌گاه، متعلق به گاهنامه‌ي سياه و سفيد و نويسندگان آن است.
استفاده از اين مطالب، تنها با ذكر وب‌گاه سياه و سفيد و نام نويسنده‌ي مطلب مجاز است.
اين وب‌گاه، تنها نسبت به مطالب منتشر شده توسط "نويسندگان" خود مسئول است و مسئوليتي در قبال مطالب منتشر شده توسط كاربران ديگر نمي‌پذيرد.
قدرت يافته توسط:
پارسه هاستينگ