| جنبش دانشجويي، ديروز و امروز |
| ديدگاه |
|
* علي مختاري فضای دانشگاهها، برخلاف سال های گذشته، بسیار آرام و سوتوکور است. البته آرامی نه به آن معنای امن بودن بلکه بیشتر به معنای به اصطلاح خواب بودن و رکود. اینکه چرا دانشجویان امروز آنقدر درگیر مشکلات روزمره شده اند یا دانشجویی که در کودتای 28 مرداد یا 16 آذر یا 15 خرداد نقش آفرینی می کرد، امروز حتی از فعالیت عادی در دانشگاه نیز واهمه دارد را باید در فضایی درست واکاوی کرد. اما به راستی چرا شرایط اینگونه شده است؟ به عنوان مثال بحث 16 آذر در دانشگاه خودمان فقط با مراسم جشنی که با کمک دوستان شکل گرفت و باز هم جای تقدیر دارد، به پایان رسید. نه کوچکترین نظر و انتقادی و نه هیچ فضایی برای فعالیت. امروز فضا به گونه ای است که به عنوان مثال اگر به دانشجویی گفته شود از دو جناح کشور دو نفر برای مناظره آمده اند، می گوید تو هنوز دنبال این حرف ها هستی؟! این فضا به حدی خاموش است که به اکراه می توان لفظ جنبش دانشجویی را بر آن گذاشت. به طوری که جنبش دانشجویی که بایستی سازنده نیرو برای سایر جنبش ها باشد، امروز در یافتن نیرو برای خود نیز ناتوان است. ولی به راستی این فضا به سود دانشگاه و دانشجو است؟ به عنوان مثال اگر دانشجویان در دانشگاه وارد فعالیت های سیاسی یا اجتماعی شود بهتر است یا اینکه در اثر نبود شرایط موجود و بعضا برخی سرکوبگری ها، به بیرون از دانشگاه راه یافته و گاهی اوقات دچار انحراف از عملکرد و تفکر خود نیز شوند؟ اینکه دانشجو در دانشگاه در یک محیط آرام و سنجیده بتواند به بیان دیدگاه هایش بپردازد بهتر است یا اینکه در اثر نبود یک تریبون آزاد در دانشگاه، حتی مجبور شود آن را به رسانه های بیگانه نیز انتقال دهد. این سوال و سوالهایی از این جنس در ذهن بسیاری مطرح است که چرا دانشجویی که گاهی به قانون گریزی متهم می شود، نمی تواند در یک جو قانونی و غیر ملتهب به راحتی فعالیت کند؟ اینها و امثال این موارد از مشکلات درونی دانشگاه ها است، ولی به راستی هرکس که به دنبال سکوت و خفقان در دانشگاه است در واقع در برابراین سخن مقام رهبری که ”من نفرین می کنم دست هایی را که می خواهد جنبش دانشجویی ساکت باشد“، موضع گیری کرده است.
افزودن به علاقمنديها
ثبت لينك در
ايميل كردن اين
نمايش: 84 نظرات (0)
![]() نوشتن نظر
|
