اگر از زندگی در خوابگاه خسته شده اید، اگر در فاز غمباد قرار گرفته اید، اگر دلتان هوای اهل و عیال کرده است، اگر سادیسم دارید، اگر به موجودیت خودتان شک کرده اید، این پرونده را بخوانید!
* محمد اسماعیل آرامشماشالله آنقدر تفریح خوب و سالم برای دانشجو ها ایجاد کرده اند که حیفمان آمد نگوییم. در این پرونده، سعی کرده ایم این تفریحات را معرفی کنید تا اگر نمی دانید بدانید چگونه می توان در خوابگاه دپ نشد. البته به سالم بودن همه شان شک داریم! پس قبل از انجامشان با یک بزرگتر مشورت کنید!
Knife نشی رفیق!کافیست از یکی از کانتر بازها بپرسید تا فوت و فنش را سه سوته بهتان یاد بدهد. درواقع مهارت یافتن در این بازی بیشتر نیاز به تمرین دارد. اگر همیشه دوست داشتید که قتل عام راه بیندازید دست نگه دارید! کافیست چند تا آدم پایه پیدا کنید و با هم بروید گیم نت بغل خوابگاه. البته باید کمی سر کیسه را شل کنید. توجه کنید که هم بازی تان را کسانی انتخاب کنید که ازشان نفرت بیشتری دارید! چون اولا کشتن خودی خیلی راحت تر و البته لذت بخش تر از کشتن دشمن است! دوما اگر باختید به خاطر کم کاری مجازید تا ته دلتان فحش نثارش کنید و عقده های روانی خود را خالی نمایید.
در این بازی باید توجه کنید که:
1-سعی نکنید راش* کنید. چون آن موقع اولین نفری که کشته می شوید شما هستید. خف کار ها** همیشه بیشترین امتیاز ها را در جدول دارند.
2- کاملا بر عکس برنامه ای که هم بازی ها می گویند عمل کنید!
3- وقتی دشمن را می بینید سعی نکنید ییهو! عقده های خود را خالی کنید! رگبار نبندید چون هیچ کدام به هدف نمی رسند. یکی یکی. توصیه می شود وقتی تیر شلیک می کنید قیافه ی استادی که ترم قبل شما را با 9 انداخته است تصور کنید، اینگونه واقعا لذتشو می برید.
4- لطفا معتاد این بازی نشوید! وگرنه مسئول خوابگاه ساعت 1.30 نصف شب باید بیاید از گیم نت جمعتان کند! در ضمن توهم کانتر مخصوصا در خواب خیلی دردناک است!
*= یعنی بی هوا بروید در آغوش دشمن.
**= خف کار به کسی گفته می شود که می رود جایی که به ذهن جن هم نمی رسد قایم می شود.
ریتم های دوست داشتنی
این روز ها دست هر بنی بشری می توانی ابزار پخش موسیقی را پیدا کنی. موبایلت اگر موزیک پلیر نداشته باشد کافی است بروی یک MP3 پلیر ارزان قیمت بخری.
با آنالیز ساکنان خوابگاه، چند جور آدم با سبک موسیقی خاصی که گوش می دهند پیدا می شود.
بعضی ها که حس خودشیفتگی بهشان دست داده آهنگ دامبولی دیمبولی می گذارند و حرکات موزون اجرا می کنند. از این سری آهنگ ها می توان به ترانه های: «کی تو رو قشنگت کرده؟ مست و ملنگت کرده؟» و «خوشگلا باید برقصن اشاره کرد.»
وای به روزی که جوانکی روان پاک شود! می توان موزیک هایی که گوش می دهد حدس زد: «راستی چی شد؟ چه طوری شد؟ این طوری عاشقت شدم؟» و یا: « کی اشکاتو پاک می کنه؟ شبا که غصه داری. دست رو موهات کی می کشه؟ وقتی منو نداری؟»
بعضی ها هم با سنتی حال می کنند. آواز ها و تصنیف های اساتید موسیقی ایران، نظیر شجریان، بنان و... باب دل این دسته از دانشجوهاست.
اگر عشق خوانندگی داری ولی خودت هم تحمل صدای نکره ات را نداری، رپ خوراک توست. خواننده آنقدر سریع می خواند که می شود داستان شاهزاده کوچولو را در دو دقیقه از اول تا آخر و برعکس! گوش کرد. البته خداییش بعضی هاشان هم خیلی قسنگ اند، مثل:
"کورش کبیر بود صلح رو آغاز کرد، یهودی ها رو از بند بابل آزاد کرد، کوروش ساخت کتیبه ی حقوق بشر، واسه همینه که دارم یه غرور قشنگ" که در اعتراض به فیلم سیصد ساخته شد.
باید توجه کنیم که:1- مرض که ندارید! بجای بلند کردن صدای موبایلتان یک هدست ناقابل بگذارید در گوشتان و لذتشو ببرید. 2- تحقیقات نشان می دهد که موسیقی تاثیر مثبت در یادگیری دارد. البته اسراف نکنید! وگرنه آنقدر خنگ می شوید درستان را در دستگاه چهار گاه می خوانید.
خرزدن در توهم
کی گفته درس خواندن تفریح نیست؟! بروید از خرخوان های کلاستان بپرسید تا لذتی را که از درس خواندن نصیبشان میشود، برایتان تعریف کنند. تعجب نکنید! وقتی طرف اول ترم می نشیند 4 ساعت پیاپی بیوشیمی می خواند لابد حال می کند دیگر.
Yes بده
از آنجایی که دانشگاه همیشه برنامه های جشن و شب شعر و اینجور چیزها میگذارد و از همانجا که این برنامه ها خیلی جذاب و باحال هستند، رفتن به این برنامه ها تفریح خوبی است. اگر کمی ذهن خلاقی داشته باشید می توانید اعمال فجیعی انجام دهید. برای نمونه بلوتوث مبارک را روشن می کنی و اسم همکلاسی بد اقبالت را می گذاری به عنوان اسم بلوتوثت! حالا سرچ می کنی و شونصد تا بلوتوث که برای گرفتن جدید ترین کلیپ ها له له می زنند، پیدا می کنی! در یک لحظه از خدا طلب آمرزش می کنی و سپس چند کلیپ نا مربوط برای تک تک آن شونصد نفر ارسال می کنی.*
همچنین اگر در راسته ی پسران قرار داری، اسم بلوتوثت را به فارسی سلیس می گذاری یک اسم دختر. در کمتر از ده دقیقه موبایلت از عکس ها و کلیپ های روز آپ دیت می شود.
این ها فقط نمونه کار بودند. بعضی ها در بلوتوث بازی دست شیطان را هم از پشت بسته اند.
حالا نوبت پذیرایی است. ساندیس را نوش جان می کنی، ساندیس خورده شده را باد می کنی و سپس می ترکانیش! و ادامه کار خود را از سر می گیری. پس از پایان جشن از مسئولان به خاطر اینکه استفاده ی کافی از مراسم برده اید تشکر می کنید.
* این را گفتیم که حواستان جمع باشد و این کار را انجام ندهید! نگویید چرا راه جلوی پای شما انداخته ایم.
سرنده پیتی در خوابگاه
حیف که نمی شود ذمبه و گارفیلد در خوابگاه نگه داری کرد، ولی اگر بخواهید می توانید جانورانی با سایز کوچکتر نگه داری کنید. سوسک متداول ترین این جانوران است. یک یار صمیمی که در واقع هم اطاقی شماست. موش، کفتر، وزغ و لاکپشت می توانند دوستان خوبی برای شما باشند. فقط برای رضای خدا هم که شده دوستتان را به اطاق های دیگر نفرستید.
خوابالوها
اصلا خوابگاه را برای این کار درست کرده اند. پس مهم ترین تفریح در خوابگاه خواب است. قبل از خواب زیاد درس نخوانید، چون آن موقع توهم فانتزی از نوع کابوس امتحان عملی بافت شناسی می بینید. ساعت 9 نشده باید در رخت خواب باشید، مسواک تان را بزنید و لطفا خرو پف نکنید.
آهای! کجایی؟
آواز خواندن هم نوعی تفریح است و هم نوعی وسیله ی ارتباطی. از آن جهت تفریح که می توانید از اعماق وجودتان بخوانید و یک حال اساسی بدهید به ملت. و از آن جهت وسیله ی ارتباطی که از طبقه ی 4 می توانید با هم نوعتان که در نمازخانه تشریف دارند ارتباط برقرار کنید.
یک تخریب فانتزی
یکی از لذیذ! ترین تفریحات خوابگاهی این است که بر سر دیگران خراب شوید. حالا این خراب شدن چند نوع دارد: 1- یک نمونه آن است که چشمان تیزبین شما، کیسه ی سیاهی را در دست دوستتان شکار می کند و حس ششمتان به کمک آمده و اقلام چیپس سرکه نمکی، ماست موسیر و دلستر با طعم هلو را در این نایلن تشخیص می دهد. فورا به ده نفر از بروبچس گزارش می دهید و بدین صورت آویزان آن بخت برگشته می شوید.
2- نمونه ی دوم لذیذتر است. دوستتان با موبایلش صحبت می کند، تشخیص می دهید امر خیری در کار است. اینجا می توانید به معنای واقعی کلمه بر سرش خراب شوید. می توانید انواع صدای جادوگری و مشمئز کننده و جملات قصار زیبایی که از ذهنتان فوران کرده است، از خودتان در بیاورید. مثلا می توانید بگویید آهای ... جورابامو شستی یا نه؟
3- این نمونه وقتی بکارتان می آید که واقعا بیکارید و مانده اید این وقت بی صاحاب را چگونه سر کنید. شب امتحان است و روی الهام غیبی دوست خرخوانتان در جلسه ی امتحان حساب می کنید. مهمان ناخوانده می شوید برای همکلاسی هایتان. وارد اطاقشان می شوید و از آنها خواهش می کنید به داستان خاله سوسکه ای که تعریف می کنید سراپا گوش فرا دهند.