|
كلاغ سفيد
|
|
* افسانه قاسم زاده در شگفتم از الطاف ایزدی و نعمات خداوندی فی ایام التعطیل من قبل العید! در بین روزگاران جفا کار که هیچ دستگیری از بیچارگان در کلبه ی درویشی ها به عمل نمی آید به تازگی در یافته ایم که می بایست تا تاریخی نجومی در آن روزهای آخر اسفندماه به مکانی که عطر آن هیچ گاه از مشام انسان پاک نمی شود رجوع یابیم. باید حتما داروهای بخش از دست مبارک ما به بیماران داده شود تا ایام عید به کامشان باشد چرا که وقتی چهرهی ما می بینند به احوال خودشان امیدوار میگردند، می دانید چرا؟ آخر از سویی دیگر هم باید در مراسم شریف خانه تکانی هم حضور فعال یابیم. نمیدانیم دیگر چرا راهکارهای ما مبنی بر پیچاندن اهل خانه کارساز نیست، چرا که هر چه به آنها میگوییم آب نیست، هوا سرد است، بیمارم، درس دارم والی ماشاءالله بهانه های تپل و مپل، تنها چیزی که می شنوی این است که ”گوشهی فرش هنوز تمیز نشده“ ای اهل درس شما را سپاسگذاریم که دعایی به جان ما بنمایید تا خلاصی یابیم از این وضع و هفت سینمان را در بیمارستان نگذرانیم چرا که اگر اینگونه شود تا آخر سال سماق خواهیم مکید.
|