دسته بندی

نوشته های با برچسب ‘بگو پناه می برم نوشته ی راضیه مهدی زاده’

فلق
.
دیروز داشتم از خیابون فشن رد می شدم و هیمنجوری که قدم می زدم یه ماشین “جایرو فروشی”دیدم.

یکی از همین ماشین های سیار که ساندویج های حلال گوشت و مرغ و کباب ترکی می فروشن… این ماشین ها همیشه روشون به عربی بزرگ نوشته شده بسم الله الرحمن الرحیم. ماشاالله. حلال. آیه الکرسی و آیه هایی از قرآن…
.
امروز ولی توجهم به یه آیه جلب شد که برای اولین بار بود روی این ماشین ها می دیدم.
نوشته بود:”قل اعوذ بالرب الفلق…”
.
خدای طلوع…
بگو پناه می برم به خدای فلق…
.
خدای اون لحظه ی نمناک و آبی..
خدای اون لحظه ی گذرای روشن…
خدای اون خط نازک بلند…
راستش دلم رفت…
دلم از این همه شاعرانگی… از پناه بردن به خدای اون لحظه….
.
.
پ.ن: عکس رو مامان گرفته از شروع یه صبح بارونی و رنگین کمونی..
.